بی وفایی کرد و ...

 

 

آمد و بر جان محزونم خدایی کرد و رفت

بنده را مفتون، نگاهی کبریایی کرد و رفت

]نوگلی از بوستان عشق تقدیم شما[

اینچنین از دلستانی دلربایی کرد و رفت

نرم نرمک مهر او خارای دل را موم کرد

تا که دل شد رام او قصد جدایی کرد و رفت

با عصای موسیش دریای دل را می‌شکافت

لشکر مهرش که رد شد بی‌وفایی کرد و رفت

در جدال عشق او با نخوتم، پیروز بود

نخوت جان داده را خود مومیایی کرد و رفت

از میستان نگاهم مست می‌شد روز و شب

تا مرا مست خودش... بی اعتنایی کرد و رفت

بیستون‌ها کند از عشقم ولی آخر چرا؟

تیشه را بر دل زد و ناآشنایی کرد و رفت

 

/ 7 نظر / 25 بازدید
راضیه

سلام دکتر....خوبی؟ ما که به شما سر نزنیم شما هم سراغی از انارستان نمیگیری! چه روزگاری شده ها!!! حالا بقیه روزها هیچی اما یلدا که نمیشه بی خیال انار و انارستان شد[نیشخند] یلدات مبارک عزیزم[ماچ]

ارش

درود بیکران نثارتان بسیار زیبا و دلنشین . موفق باشید .

علی

سلام بزرگوار بروزم منتظر قدم رنجتونم شاد باشید[گل][گل][گل][گل]

علی ثاقب نژاد

سلام سال نو با تاخیر مبارککککککک بروزم و منتظر قدوم سبزتون[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

raha

تا که دل شد رام او قصد جدایی کرد و رفت ...[ناراحت][ناراحت][ناراحت] عزیزم من فائزه ام افسانه جان کجایی؟ واقعا دلتنگتم